مرتضى مطهرى
160
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
جز نقشى باقى نمىماند . اميرالمؤمنين در يك جا راجع به آيندهء بنى اميه كه بحث مىكند ، مىگويد : مَثَل اسلام در آن زمان مَثَل ظرفى است كه محتوى مايعى بوده است ، بعد آن ظرف را وارونه كرده باشند و آن مايع ريخته باشد ، ظرف خالى باقى مانده است . قسمتى از دستورهاى دين شكل ظرف را دارد براى دستورهاى ديگرى كه شكل آب را دارد . يعنى اين ظرف لازم است اما اين ظرف براى آن آب لازم است . اگر اين ظرف باشد آن آب هم نمىريزد اما اگر آن آب نباشد و اين ظرف به تنهايى باشد ، انگار نيست . اميرالمؤمنين مىخواهد بفرمايد كه بنى اميه اسلام را توخالى مىكنند ، مغزش را به كلى از ميان مىبرند و فقط پوستى براى مردم باقى مىگذارند . تعبير ديگر اين است كه : وَ لُبِسَ الْاسْلامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلوباً « 1 » در آن زمان اين لباس را كه نامش اسلام است مىپوشند اما مثل اينكه پوستينى را وارونه پوشيده باشند ، هم خاصيت خودش را از دست مىدهد و هم اسباب مسخره مىشود . خود اينها مىرساند كه لباس اسلام را به دو شكل مىشود به تن كرد : يك شكل اينكه يك امر بىخاصيت بىمغز جلوه كند و شكل ديگر اينكه معنىدار باشد . يكى از رفقا نقل مىكرد كه من يك وقتى گرفتارى بسيار شديدى داشتم . براى انجام يك كار خيلى كوچك كه اصلًا زحمت هم نداشت ولى براى من ارزش فوق العادهاى داشت ، به يكى از رفقا مراجعه كردم . او در جواب گفت كه من الآن بايد به نماز جماعت بروم . اگر در اينجا انسان بگويد اسلام كه اين همه به نماز جماعت توصيه كرده است ارزش قضاى حاجت يك مسلمان را از بين برده است ، اين غلط است . مگر براى خدا فرق مىكند كه ما نماز تنها بخوانيم يا نماز جماعت ؟ اسلام كه گفته است نماز با جماعت خوانده شود براى اين است كه مردم در آن حالى كه حالت روحانيت و معنويت است ، چشمشان به صورت يكديگر بيفتد و به اوضاع يكديگر رسيدگى كنند . اينكه گفتهاند اگر نماز را به جماعت بخوانيد اين مقدار ثوابش زياد مىشود ، براى اين است كه شما را به يكديگر مهربانتر مىكند ، در قضاى حوايج يكديگر ساعىتر مىكند ؛ يعنى نماز را به جماعت خواندن ، پوستهاى است كه مغزى در آن نهفته است . مغز آن ، عواطف اجتماعى و علاقهمند بودن به سرنوشت
--> ( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 107